کتاب

کتاب "روانشناسی پول"
مشاهده مطالب

کتاب "تورم و اخلاق"
مشاهده مطالب

خلاصه کتاب
مشاهده مطالب

کتاب "نظم بیرونی، آرامش دورنی"
مشاهده مطالب

نخستین نمونه تورم در زمان امپراتوری روم

نخستین نمونه مشهور در زمینه مهار قیمت‌ها، اقدام دیوکلتیانوس است که به‌عنوان یکی از آخرین امپراتورهای روم که مسیحیان را می‌آزردند، شهرت دارد. این امپراتور روم که در نیمه دوم قرن سوم میلادی حکمرانی می‌کرد، فقط یک روش اقتصادی داشت که همانا ارزش‌زدایی از پول بود. در آن روزگارانِ بدوی، که هنوز پول کاغذی ابداع نشده بود، حتی تورم هم بدوی بود. در آن زمان، امپراتور دیوکلتیانوس از سکه‌ها، به‌ویژه سکه‌های نقره‌ای ارزش‌زدایی می‌کرد. دولت، چنان به این سکه‌های نقره‌ای، مس اضافه می‌کرد که رنگشان برمی‌گشت و وزنشان کاهشِ چشمگیر می‌یافت. نتیجه این ارزش‌زدایی از سکه و افزایش مقدار پول که با آن رخ داد، افزایش قیمت‌ها بود و چاره‌ای که برای این افزایش قیمت اندیشیده شد، صدور فرمان کنترل قیمت بود.امپراتوران روم هنگامی که می‌خواستند قانونی را اجرا کنند، چندان اهل ملایمت نبودند. برای کسانی که در پی قیمت‌های بالاتر بودند کیفر مرگ مقرر کردند که از نظر خودشان هم مجازات کمی نبود. کنترل قیمت‌ها را اِعمال کردند اما جامعه را از دست دادند که نتیجه‌اش از هم پاشیدگی امپراتوری روم و از بین رفتن نظام تقسیم کار بود.

 

کتاب سیاست اقتصادی

خرید کتاب سیاست اقتصادی از کتابراه

خلاصه و معرفی کتاب «اقتصاد به زبان ساده»

کتاب اقتصاد به زبان ساده یک کتاب خوب برای دوستداران علم اقتصاد هست. البته از اسم کتاب هم مشخص هست که این کتاب بیشتر مخصوص افرادی هست که تازه شروع به مطالعه در مورد علم اقتصاد کردند. این کتاب به صورت خیلی ساده و بدور از هر گونه پیچیدگی، چند اصل اولیه و مهم اقتصاد را بیان می نماید.

معرفی کتاب اقتصاد به زبان ساده

کتاب اقتصاد به زبان ساده اثر لس لیوینگستون با ترجمه خوب و روان سرکار خانم شادی صدری توسط انتشارات دنیای اقتصاد چاپ شده است. در کل میتوان گفت هم کلیات کتاب خوب هست و انصافا دارای ترجمه خوب و روانی است که از این نظر به شخصه این کتاب رو خیلی پسندیدم.

در این کتاب به موضوعات و اصول اولیه اقتصاد مثل، بازار باز، عرضه و تقاضا، تقسیم کار تخصصی، کشش عرضه، کشش تقاضا و ... پرداخته شده است. تمامی موضوعات اشاره شده در این کتاب در عین پر اهمیت بودن، بسیار ساده و قابل فهم بیان شده اند. همچنین نویسنده کتاب با استفاده از مثال های خوب، ساده و واقعی باعث شده که مطالب به خوبی برای مخاطب جا بیافتد.

خلاصه کتاب اقتصاد به زبان ساده

در ابتدا نویسنده توضیح داده است که در دنیا تقریبا همه چیز محدود به نسبت محدود هست و همین محدودیت باعث شده اقتصاد بوجود بیاد. مثلا در دنیا منابع نامحدودی هم داریم مثل هوا که البته اگر دنیا با همین روند پیش برود و آب و هوای کره زمین را آلود کند قطعا در آینده هوا هم فروشی می شود و وارد چرخه اقتصاد خواهد شد. اما تمامی منابعی که وارد اقتصاد شده اند به علت محدودیت آنها است.

در این بین نویسنده اشاره کرده است که برای رونق گرفتن اقتصاد وجود دو مورد خیلی مهم در با اهمیت است. وجود حکومت قانون و حقوق مالکیت که به طور خلاصه به این مفهوم هست که اگر مثلا شما مالک محصولی هستید مثلا مالک یک ماشین هستید، قانون و حکومت از این مالکیت شما دفاع کند و اجازه ندهد که افراد زورگو و خلافکار و ... به راحتی ماشین شما رو تصاحب کنن و شما نتوانید کاری کنید. این شرایط باعث سرخوردگی و عدم علاقه افراد جامعه به کار و کسب ثروت و ... می شود.

از مهم ترین قسمت هایی که در این کتاب اشاره شده است، مفهوم عرضه و تقاضا هست و اهمیت عدم دخالت در این چرخه است. در حالت کلی مفهوم عرضه و تقاضا مشخص هست. عرضه به معنای میزان محصول تولیدی و ارائه شده در بازار است و تقاضا هم به معنای خریدار واقعی که آماده پرداخت هزینه و دریافت محصول است، می باشد.

در این کتاب به سادگی توضیح داده شده است که عرضه و تقاضا عملا قیمت محصول را کنترل می نمایند و دولت ها و حکومت ها باید اکیدا از دخالت در قیمت و قیمت گذاری حتی برای مواقع حساس و کارهای انسان دوستانه پرهیز نمایند.

در اینجا با دو مثال ساده سعی میشود مفهوم عرضه و تقاضا و تاثیر آن بر قیمت مشخص شود. البته برای توضیحات کامل و جامع باید خود کتاب مطالعه شود.

فرض نمایید در کشور عرضه یک محصول مثل گوجه فرنگی کاهش یابد و تقاضا برای این محصول افزایش پیدا کند، در نتیجه قیمت گوجه فرنگی بشدت افزایش می یابد. نتیجه این افزایش قیمت این می شود که کشاورز ها وقتی میبینن قیمت گوجه فرنگی بالا رفته، وارد عرصه تولید گوجه فرنگی میشن و همین کار باعث افزایش میزان عرضه گوجه فرنگی شده و قیمت گوجه فرنگی وارد فاز رقابتی شده و قیمت گوجه فرنگی کاهش می یابد. می توان گفت در اکثر موارد این قضیه درست هست و باید اجازه داد بازار با کمک عرضه و تقاضا و به مرور زمان خودش قیمت را پیدا و تعیین نماید.

حالا در این مثال به دخالت بیجای حکومت هم اشاره ایی کنیم. به علت کاهش عرضه گوجه فرنگی قیمت گوجه فرنگی خیلی بالا می رود ولی حکومت بیشتر برای مقاصد سیاسی خودش، کشاورزان رو مجبور میکنه قیمت رو بالا نبرن!!! نتیجه هم مشخصه و کشاورزان دیگر تمایلی به ورود به این عرصه نمیکنن و کشاورزان فعلی هم شاید سرخورده شوند و تولید گوجه فرنگی رو کنار بگذارن که این خودش باعث کاهش بیشتر عرضه میشه.

حتی نویسنده کتاب اعتقاد داره که در زمان های طوفان و بلایای طبیعی داخل امریکا، اعمال قیمت دستوری از سمت دولت برای جلوگیری از گران فروشی باعث ماجراهایی مثل احتکار می شود. مثلا در زمان طوفان مصالح ساختمانی گران می شود که دولت وارد می شود و قیمت دستوری اعلام می نماید تا با جلوگیری از قیمت بالا، کمکی به مردم طوفان زده بنماید. اما همین کار باعث می شود تا چند وقت میزان عرضه مصالح ساختمانی در بازار بسیار کم شود و همین عرضه کم باعث روند کند تعمیرات و ... می شود کما اینکه اگر قیمت آزاد بود، افزایش قیمت رخ میداد و تولید کنندگان شهر های دیگر هم وارد بازار می شدند و میزان عرضه زیاد می شد و به مرور قیمت متعادل و مناسب میشد و روند تعمیرات هم بهتر پیش میرفت.

جمع بندی

در مورد کتاب اقتصاد به زبان ساده می توان گفت به معنای واقعی کلمه این کتاب ساده است و نکات اقتصادی مهمی را بیان کرده که برای علاقه مندان مبتدی علم اقتصاد بسیار جالب و جذاب هست. البته خواندن این کتاب برای همه توصیه میشه، چراکه دانستن موضوعات اولیه بازار، عرضه و تقاضا، قیمت محصول و ... برای انسان های قرن 21 که روزانه به دفعات با مسائل اقتصادی درگیر هستند، بسیار لازم و پر اهمیت هست.

همچنین این کتاب به نسبت کوتاه بوده و دارای نثر روان و مثال های خوبی است که خواندن آن برای تمامی افراد ساده و لذت بخش خواهد بود.

 
خرید کتاب اقتصاد به زبان ساده (کتابراه)
 

شریک سوم بافت و مانگر که بود و چه شد؟

احتمالاً از همکاری وارن بافت و چارلی مانگر در سرمایه‌گذاری شنیده‌اید. اما چهل سال پیش این گروه عضو سومی به نام ریک گورین هم داشت. 
وارن، چارلی و ریک با هم سرمایه‌گذاری و در کنار هم با مدیران کسب‌وکارها مصاحبه می‌ کردند. سپس ریک به‌نوعی ناپدید شد، حداقل در مقایسه با موفقیت بافت و مانگر. یک سرمایه‌ گذار یک‌بار از بافت پرسید چه اتفاقی برای ریک افتاده است. او پاسخ بافت را این گونه به یاد می‌آورد:
 وارن گفت: "چارلی و من همیشه می‌دانستیم که ثروتی باورنکردنی به دست می‌آوریم. ما برای ثروتمند شدن عجله نداشتیم؛ می‌ دانستیم این اتفاق خواهد افتاد. ریک هم مثل ما باهوش بود اما عجله داشت." اتفاقی که افتاد این بود که در رکود ۱۹۷۳-۱۹۷۴، ریک وام‌ های حاشیه‌ای زیادی دریافت کرده بود و بازار سهام در آن دو سال تقریباً ۷۰ درصد سقوط کرد؛ بنابراین از او خواستند این اعتبار را برگرداند. او سهام برکشایر را به وارن فروخت - وارن گفت: "من سهام برکشایر ریک را خریدم" با قیمت کمتر از چهل دلار برای هر سهم. ریک مجبور شد بفروشد زیرا تحت‌فشار قرار گرفته بود. 
چارلی، وارن و ریک به یک اندازه در ثروتمند شدن مهارت داشتند. اما وارن و چارلی مهارت بیشتری در ثروتمند ماندن داشتند. مهارتی که در طول زمان بیشترین اهمیت را دارد. نسیم طالب این مطلب را این گونه بیان می‌کند: "برتری داشتن" و بقا دو چیز متفاوت هستند: اولی مستلزم دومی است. باید از نابودشدن جلوگیری کنید، به هر قیمتی.

دریافت تحلیل های بنیادی در تلگرام